گاری دستی

 

سرش توی سطل زباله بود و میان زباله ها چیزهای بازیافتی رو مبکاوید. دیدم گاری دستیش رو گل و پلاک زده و یک تابلوفرش هم انداخته روی دسته ی گاری. گفتم چقدر خوش سلیقه هستید، چه خوشکل شده گاری دستی شما!
از سطل زباله فاصله گرفت و با شعف و شوق خاصی شروع به صحبت کرد.
گفت اتفاقن الان ناقصه، بچه ها تزیین هاش رو کندند.
صداقت توی صدا و چشمش موج می زد، ادامه داد " من اعتقاد دارم آدم باید از وسیله ای که نون آدم رو می رسونه قدردانی کنه و بهش برسه. اینجوری محبت دو طرفه میشه؛ اگه محبت دوطرفه نباشه اسمش میشه سواستفاده. ما درسته دستمون تنگه اما اهل سواستفاده نیستیم.من به گاری دستیم می رسم و اون هم نون من و زن و بچه م رو می رسونه.

گرگان 940112

 

 

  

/ 1 نظر / 22 بازدید